آیینه پژوهش
(١)
سرمقاله -
١ ص
(٢)
كتابشناسى، نخستين گام اطلاعرسانى - مسرت حسين
٢ ص
(٣)
ضرورت ايجاد نمايشگاه دائمى كتاب ايران - ابطحى سيد محمدعلى
٣ ص
(٤)
كتابخانههاى جهان اسلام در قرون وُسطى - ديوان محمدرستم
٤ ص
(٥)
مخازن قديمى كتابهاى اسلامى در كوفه - الطريحى محمدسعيد
٥ ص
(٦)
زندگى و آثا علامه شيخ آقا بزرگ تهرانى - انصارى قمى ناصر الدين
٦ ص
(٧)
كتابخانهها و سوانح - نيکنام مهرداد
٧ ص
(٨)
گردش كار در چهار دايرة المعارف فارسى - فرح زاد محمد
٨ ص
(٩)
برترين كتابشناسى شيعه - انصارى قمى ناصر الدين
٩ ص
(١٠)
نسخههاى خطى آيت اللَّه صفائى خوانسارى - زمانى نژاد على اکبر
١٠ ص
(١١)
نگاهى به تاريخ كتابخانههاى مساجد - سلطانى محمدعلى
١١ ص
(١٢)
گفتگو -
١٢ ص
(١٣)
كتابخانهها و دانشخانههاى اسلامى - اذکائى پرويز
١٣ ص
(١٤)
كتابخانههاى مكه و مدينه - محلاتى مظفر الدين
١٤ ص
(١٥)
طرحى در باب تدوين كتابشناسى كتب شيعه - مختارى رضا
١٥ ص
(١٦)
معرفىهاى اجمالى -
١٦ ص
(١٧)
معرفىهاى گزارشى -
١٧ ص
(١٨)
مجلههاى پژوهشى -
١٨ ص
(١٩)
كتابشناسى كتابخانهها - رفيعى على
١٩ ص
(٢٠)
نسخههاى خطى مدرسه صدر بابل - حافظيان ابوالفضل
٢٠ ص
(٢١)
كتب خطى انتشار يافته انستيتو تاريخ علوم عربى - اسلامى - ارجمند مهدى
٢١ ص
(٢٢)
اخبار -
٢٢ ص
(٢٣)
فهرست موضوعى سال پنجم
٢٣ ص

آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١١ - نگاهى به تاريخ كتابخانههاى مساجد - سلطانى محمدعلى

نگاهى به تاريخ كتابخانه‌هاى مساجد
سلطانى محمدعلى


تاريخ كتابخانه‌هاى مساجد. محمد مكى سباعى. ترجمه محمد عباسپور - محمد جوادى مهدوى. ويراسته حسن لاهوتى، (چاپ اوّل، مشهد، بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى، ١٣٧٣ ش) ٢٧٢ ص، وزيرى.
از آغاز پيدايش اسلام بر اساس توصيه‌هاى قرآنى و تأكيد پيامبر اكرم (ص) آموزش جزو بخش اجتناب‌ناپذير زندگى فردى و اجتماعى مسلمانان گشت و به تبع آن كتاب جايگاه بلندى در فرهنگ دينى مسلمانان يافت. پيدايش نويسندگى و به وجود آمدن كتاب و رويكرد مسلمانان به اين مقوله موجب پيدايش كتابخانه‌هايى‌در جهان اسلام گشت و اين براى مسلمانان موجب افتخار و سربلندى به حساب مى‌آيد. جايگاه نخستين كتابخانه همچون ديگر مقوله‌هاى فرهنگىِ مسلمانان، در مسجد بود. مسجد اولين مركز گردآورى كتب، و قرآن نخستين كتاب اين كتابخانه‌ها بود. بررسى تاريخ پيدايش و روند تاريخى كتاب و كتابخانه درجهان اسلام مقوله‌اى خواندنى است و همّت بزرگمردانِ كتاب آشنا و دلسوزى را مى‌طلبد تا غبار گذر زمان را از چهره آن بزدايند و گذشته درخشان كتابدوستى مسلمانان را به نسل امروز مسلمانان فرانمايند تا غيرت دينى و اصالت فرهنگى مسلمانان بار ديگر شكوفايى گيرد. در اين راستا آقاى دكتر محمد مكى سباعى گامى - هر چند كوتاه - برداشته و به تحرير تاريخ كتابخانه‌هاى مساجد پرداخته است. اين كتاب كه توسط اين نويسنده عرب زبان به انگليسى نگاشته شده، با دو ترجمه در سالهاى ٧٢ و ٧٣ يكى از سوى سازمان مدارك فرهنگى انقلاب اسلامى، با ترجمه آقاى دكتر على شكوئى و ديگرى از طرف بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى، با ترجمه آقايان محمد عباسپور و محمد جواد مهدوى چاپ و نشر يافته است. اين دو ترجمه از جهت فصل بندى و مطالب، اختلاف قابل توجّهى دارند و با توجّه به اختلاف نام اصلى كتاب در برگه شناسه‌هاى ضميمه كتاب، چنين پيداست كه مترجمان دو چاپ مختلف را براى ترجمه برگزيده‌اند و مؤلف محترم در طبع جديد اصلاحاتى را اعمال كرده كه در چاپ قبلى نبوده است. از اين روى كتاب در چاپ آستان قدس رضوى *٦٨* داراى شش فصل و در چاپ سازمان مدارك فرهنگى داراى نه فصل و يك مقدمه تفصيلى در معرفى محتواى كتاب است. كتاب در ترجمه آقايان عباسپور و مهدوى، روانتر و زيباتر و در ترجمه آقاى شكوئى پر مطلب و در عين حال با عباراتى سنگينتر ارائه شده است. گويا آقاى شكوئى از متنى بهره گرفته كه از سوى مؤلف اصلاحاتى پذيرفته است، ولى از نقص بزرگى رنج مى‌برد و آن ترجمه نكردن پاورقيها و منابع كتاب است. اين منابع چون غالباً عربى و در دسترس است، ترجمه آن مى‌توانست موجب بهره‌گيرى فراوانى شود. ايراد ديگر ترجمه آقاى
شكوئى در ناتوانى وى در يافتن معادلهاى مناسب و روان و با كمى جسارت در به دست دادن ترجمه درست و صحيح است.
اشتباهاتى كه در ترجمه آقاى شكوئى به وجود آمده، گاه چنان روشن و واضح است كه براى نويسنده آشنا به تاريخ اسلام، افتادن در دام چنين اشتباهاتى بسيار بعيد مى‌نمايد؛ براى نمونه در صفحه ٢٣ در نقل قول پيدرسن در خصوص اولين مسجد بنا شده توسط مسلمانان، چنين مى‌آورد:
«مسجد پيامبر در مدينه تنها مسجدى نيست كه در زمان زندگى او ساخته شده است و بر طبق روايات اولين مسجد قبا ناميده شد. قبا دهكده‌اى از توابع مدينه بود، پيامبر در زمان هجرت خود با يكى از نزديكان خود به نام «عمر بن عوف» در آنجا اقامت كرده بود...»
همين عبارت را آقايان عباسپور و مهدوى چنين ترجمه كرده‌اند: «مسجد پيامبر تنها مسجد و حتى بنابر روايات اولين مسجدى نبود كه در حيات پيامبر توسط مسلمانان ساخته شد بلكه گفته‌اند كه اولين مسجد مسجد قبا بوده است پيامبر به هنگام هجرت خود در اين روستا كه در حومه مدينه جاى دارد، نزد بنى عمر بن عوف توقف كرد...»
پيداست كه ترجمه آقاى شكوئى داراى ايراد تاريخى است و اگر پيدرسن هم چنين اشتباهى مى‌كرد، آقاى مكّى كه در عربستان به دنيا آمده و بزرگ شده، چنين اشتباهى را مرتكب نمى‌شد و به فرض كه هر دو چنين اشتباهى را مرتكب مى‌شدند، بر آقاى شكوئى لازم بود تذكر دهد.
نمونه ديگر اين عبارت است كه در مورد كلاسهاى تشكيل شده در مساجد در زمان پيامبر(ص) است كه در صفحه چهار از مقدمه آمده است: «... بعضى مواقع پيامبر خود گروهها را بازديد و بررسى مى‌كردند و اگر متوجّه نوعى عدم تباين و ناسازگارى مى‌شدند فوراً اقدام به اصلاح آن مى‌كردند...» كه ظاهراً عدم تباين و ناسازگارى نياز به اصلاح ندارد و احتمالاً مراد متن نوعى تباين و ناسازگارى بود.
از اين رو در اين نوشته از ترجمه آقاى شكوئى صرف نظر شده و به معرفى ترجمه آقايان عباسپور و مهدوى پرداخته خواهد شد.
آقاى مكّى در آغاز كتاب خود اشاره‌اى كوتاه و گذرا به اهميت كتابخانه‌هاى مساجد جهان اسلام مى‌كند و ضرورت بحث در اين مقوله را مى‌نماياند. آنگاه در فصل اول نقش مسجد را از ديدگاه عبادى، اجتماعى، سياسى و آموزشى نشان مى‌دهد. مؤلف در اين فصل تأكيد مى‌كند كه مسلمانان به مسجد تنها به عنوان محل عبادت نمى‌نگرند بلكه آن را مركزى براى سامان بخشيدن به زندگى دنيوى و اخروى مى‌دانند و آنگاه ضمن بيان ويژگيهاى معمارى مساجد اوليه از مكانهاى جانبى مساجد نظير: منبر، محراب، مناره، وضوخانه، كرسى، رحل، دكّه، كفشدارى و محل شمع، ياد مى‌كند و نظراتى را در مورد علل پيدايش آنها مى‌آورد.
در نقش اجتماعى مسجد از آن به عنوان محلى براى برگزارى اعياد، عزادارى، شعر خوانى، اعتكاف، طلب شفا و كرامت، سرپناه فقرا، غريبان و مسافران، مدرسه، محل اطعام، كتابخانه و حتّى محل داد و ستد نام مى‌برد و براى اثبات آن از حوادث تاريخى بهره مى‌گيرد. در نقش سياسى مساجد از بهره‌گيرى پيامبر اكرم، خلفا و حاكمان اسلامى از مسجد همچون محلى براى تشكيل جلسات مشاوره، اعزام نيرو به جبهه‌ها، تبليغات سياسى و مذهبى و حتى جايى براى لعن و سب علنى مخالفان، ياد كرده و نقش مسجد را در سرنوشت مسلمانان روشن مى‌كند. در *٦٩* نقش آموزشى بهره‌گيرى پيامبر(ص) از مسجد را به مثابه مركزى براى آموزش و پى‌گيرى اين سنت حسنه از طرف جانشينان وى يادآور شده و پيدايش حلقه‌ها و زاويه‌ها را در سالهاى بعد، از آثار آموزشى مساجد مى‌داند. وى يادآور مى‌شود كه در مساجد تنها موضوعات دينى تدريس نمى‌شد، بلكه علوم محض نيز در مساجد طرح و مورد كنكاش قرار مى‌گرفت.
در فصل دوم مؤلف به پيداييش كتاب در جامعه اسلامى مى‌پردازد و تأكيد مى‌كند كه پيامبر اكرم(ص) خود نويسنده پركارى بود كه بين دويست تا سيصد سند به املاى وى از او باقى مانده است. وى نخست از ابزارى كه مسلمانان در آغاز جهت تهيه كتاب بهره مى‌گرفتند، ياد مى‌كند و سپس از آشنايى مسلمانان با كاغذ و سير تاريخى جغرافياى اين ابزار مهمّ كتابت سخن مى‌گويد. ورّاقى را از پى آمدهاى آشنايى مسلمانان با كاغذ مى‌داند و نقش ورّاقان را در گسترش فرهنگ كتاب باز مى‌كند. آنگاه به جريان تأليف كتاب مى‌پردازد و از نويسندگان نخستين در جهان اسلام ياد كرده، نقش قرآن در تشويق مسلمانان به نگارش را بازگو مى‌كند و در ادامه به تبيين رونق اين شغل در قرن اوّل اسلام مى‌پردازد.
در فصل سوم از پيدايش كتابخانه‌ها سخن به ميان مى‌آيد. اين فصل كوتاه به پيشينه تاريخى كتابخانه‌هاى مساجد پرداخته و با آوردن مثالهايى، انگيزه مسلمانان در ايجاد كتابخانه را بيان مى‌دارد و جريان وقف قرآن را نطفه پيدايش كتابخانه دانسته و از شخصيت‌هايى‌كه مصاحفى را به مساجداهدا كردند و بنيان كتابخانه‌ها را از اين طريق پى افكندد، ياد مى‌كند.
فصل چهارم به تاريخ كتابخانه‌هاى مساجد اختصاص دارد. مؤلف اين فصل را بر طبق موقعيّت جغرافيايى به دو گروه تقسيم كرده است؛ كتابخانه‌هاى اسپانياى مسلمانان و شمال افريقا و كتابخانه‌هاى خاور نزديك عربى. در گروه اوّل از كتابخانه‌هاى مساجد اندلس، مراكش، تونس، الجزائر، ليبى و مصر بحث كرده و در گروه دوّم از كتابخانه‌هاى مساجد شام، عربستان و عراق سخن گفته است. همان گونه كه از اين تقسيم بندى به دست مى‌آيد، مؤلّف محترم بخش مهمى از جهان اسلام و كتابخانه‌هاى مساجد آن را يا به علّت فقدان منابع تحقيقى يا به انگيزه عرب نبودن ساكنان آن و يا به هر دليل ديگر از نظر دور نگاه داشته است. ياد كردن از كتابخانه‌هاى مساجد و چشم پوشى از كتابخانه‌هاى مساجد تركيه عثمانى كه ساليان سال به نام خلافت اسلامى مورد توجه دانشمندان و نويسندگان بود و نيز كتابخانه‌هاى مساجد ايران كه روزگارى دراز يكى از دو قطب مهم جهان اسلام بوده و هست و نيز كشورهاى مسلمان تحت سيطره شوروى سابق، همچنين كشورهايى نظير افغانستان، پاكستان و خاور دور بدور از انصاف علمى است. مترجمان محترم نيز چه به دليل بسنده كردن به ترجمه كتاب و چه به دليل فرصت نيافتن و يا دسترسى نداشتن به منابع، تلاشى در جهت رفع اين نقيصه در شكل پاورقى انجام نداده‌اند. به هر حال مطالعه اين فصل از كتاب آقاى مكّى در كنار اطلاعات فراوانى كه به دست مى‌دهد تا حدودى نقش انديشه شيعى را در گسترش كتاب و كتابخانه بيان مى‌دارد، گرچه مؤلف در صدد اين مهم نبود. امّا امثله فراوانى كه آورده به طور التزامى اين مطلب را مى‌رساند.
فصل پنجم، فعاليت كتابخانه را مى‌نمايد در اين فصل، نويسنده، نخست از محل وقوع كتابخانه در مساجد بحث كرده و آنگاه مبحث نامگذارى كتابخانه را مطرح كرده و توضيح مى‌دهد كه غالباً به نام همان مساجد نامگذارى و در مواردى هم نام مؤسس و يا خدمتگذارى كه نقش مهم در حفظ، پيشبرد و ترقى كتابخانه داشت، بر كتابخانه اطلاق مى‌گشت. وى زير عنوان تاريخ تأسيس و يا توسعه كتابخانه‌ها از انگيزه‌هاى چنين كارى ياد كرده و شيوه‌هاى توسعه از قبيل جريان استنساخ كتاب، وقف كتابخانه‌هاى شخصى، خريد و اهدا را توضيح مى‌دهد و ضمن يادآورى حجم چشمگير پاره‌اى از كتابخانه‌هاى مساجد، از تنوّع موضوعات كتب سخن مى‌گويد.
در ادامه فعاليت كتابخانه‌هاى مساجد از جريان تنظيم كتابها و آسان سازى بهره‌گيرى از آن كه توسّط فهرست‌نگاران انجام مى‌گرفت و نيز وجود اطاقهاى *٧٠* مطالعه و عرضه كتاب براى مطالعه در شكل امانت نام مى‌برد.
مؤلف در فصل ششم كه آخرين فصل كتاب است، از بلايايى كه دامنگير كتابخانه‌هاى مساجد شده، بحث مى‌كند. وى نخست از آثار منفى فرهنگى استعمار سخن مى‌آورد و از دور شدن جهان اسلام از زندگى واقعى و پناه جستن به انزوا در عرصه دانش و فرهنگ كه بواقع بازتابى از سلطه استعمار بود، ياد كرده و نتيجه آن را منحصر شدن مراكز علمى در مباحث فقهى، اصولى، ادبيات و حديث مى‌داند. اين انحصار به نوبه خود اثر منفى شديدى در وضع كتابخانه‌ها داشت، يعنى بسيارى از كتب ارزشمند قربانى تصفيه‌هايى‌گشت كه زاييده انديشه مزبور بود و در نتيجه كتب علمى مسلمانان از كتابخانه‌ها بيرون ريخته شد و گاه طعمه حريق و يا كالاى پرمشترى دلاّلان غربى گشت. غربيان نيز فرصت را غنيمت شمرده و كتابخانه‌هاى خويش را از كتب انديشمندان مسلمان انباشتند و اين غير از آن بخش از كتابهايى بود كه در آغاز تجاوز غربيها، يا طعمه حريق گشت يا زير آوار خرابيهاى مساجد مدفون و نابود شد. درگيريهاى فرقه‌اى و مذهبى و نيز حاكمان جاهلى كه ابزار دست تعصب مى‌شدند، بلاى ديگرى بود كه مؤلف از آن ياد كرده است. از نوشته آقاى مكى چنين بر مى‌آيد كه در اين نوع اخير از تجاوز به ساحت كتابخانه‌ها، كتب شيعه بيشتر از آثار ديگر فرق مذهبى دستخوش غارت و تجاوز شد. اينها افزون بر بلاياى طبيعى است كه مؤلف از آن ياد كرده است. زلزله، سيل، آتش سوزى، موريانه و دهها عامل طبيعى ديگر بلايايى بودند كه بر كيانِ كتابخانه‌هاى جهان اسلام، وارد آمد.
مترجمان پاورقى مطالب را در پايان كتاب آورده‌اند كه به نظر مى‌رسد شيوه چندان مطلوبى نباشد. افزودن كتابنامه و نيز نمايه به آخر ترجمه كار شايسته‌اى است.
اين كتاب با وجود حجم كم قدمى قابل تقدير در راستاى معرفى كتابخانه‌هاى مساجد است. اميد است با همت نويسندگان و محققان پر تلاش اين قدمها، مستدام باشند.